سيد محمد على ايازى

60

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

دوم ، حديث دوازدهم از احاديث 34 گانهء كتاب عقل و جهل است كه بر اساس آن ، امام كاظم عليه السلام صاحبان عقل را هدايت‌يافتگان برشمرده و در عالىترين فراز اين حديث ، از عقل ، به عنوان هم‌تراز رسولان و رسول باطنى ، ياد كرده و كسانى را كه تعقّل نمىكنند ، مورد نكوهش قرار داده است . « 1 » ملّاصدرا در شرح اين حديث ، اين گونه معناى پنجم را با آن انطباق داده است : اين حديث ، اشتمال بر بيان حقيقت عقل ، به همان معنايى كه گفته شد دارد ؛ يعنى مرتبهء چهارم از عقل‌هاى چهارگانه كه در علم نفس بيان شده و بزرگ‌ترين صفات و خواص و ستايش خداوند و معارف بلند قرآنى و اهداف شريف الهى را دربردارد كه همانند آن ، در بسيارى از كتب عرفا يافت نمىشود و شبيه آن نيز در نتايج نظريه‌هاى دانشمندان صاحب نظر نكته‌سنج ديده نشده ، جز آن كه از يكى از ائمّهء اطهار عليهم السلام نقل شده باشد و يا از جهت سند از طريق آنان ( شيعه ) و يا از طريق عامّه ( اهل سنّت ) به رسول اكرم صلى الله عليه و آله برسد . « 2 » معناى ششم عقلى است كه در كتاب الهيات و معرفت ربوبيت ، از آن بحث مىشود و آن ، موجودى است كه او را تعلّق به چيزى جز آفرينندهء خود ( يعنى خداوند ) قيّوم نيست . تمامش نور و خير است و با ظلمت و بدى ، آميزش ندارد . ملّاصدرا دو حديث از مجموع احاديث كتاب عقل و جهل را منطبق با اين معنا مىداند . اوّل ، حديث نخست از احاديث اين كتاب است كه بر اساس آن ، امام باقر عليه السلام مىفرمايد : چون خدا عقل را آفريد ، از او بازپرسى كرده ، به او گفت : « پيش آى ! » . پيش آمد . گفت : « بازگرد » . بازگشت . فرمود : « به عزّت و جلالم سوگند ، مخلوقى

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 14 ، ح 12 . ( 2 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 252 .